نوشته ها و گزیده ها
بخشی از کتاب خمینی احیاگر اسلام ١٣٩١/٣/١٣

بخشی از کتاب خمینی احیاگر اسلام جهت رویت بهترموارد با  مرور گر موزیلا فایرفاکس صفحه را باز کنید >

چرخ تقدیر ١٣٩١/٣/١٣

کشاورزی فقير از اهالی اسکاتلند فلمينگ نام داشت. يک روز، در حالی که به دنبال امرار معاش خانواده‌اش بود، از باتلاقی در آن نزديکی صدای درخواست کمک را شنيد، وسايلش را بر روی ...

حیله برای طلاق دختر کریه المنظر اقتدارالسلطنه از کتاب هزار دستان ١٣٩١/٣/١١

اقتدار السلطنه عموي با نفوذ ناصرالدين شاه دختري زشت و کريه المنظر داشت . اين دختر بد گل ، خود را ونوس زمانه مي دانست و تن به ازدواج نمي داد . به همين سبب تا 48 سالگي تر شيده ماند ...

دشوارترین قدم، همان قدم اول است... ١٣٩١/٢/٣١

روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود. از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟ مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این ...

چگونه کتاب بخوانیم ١٣٩١/٢/٢٩

۱- فقط روزی چند دقیقه بسیاری از مردم دوست دارند کتاب بخوانند اما منتظر زمان مناسبی برای انجام این کار هستند. اما تجربه نشان داده است که این زمان مناسب در زندگی امروزی ...

الهی ظرف وجود شما بزرگ باشد ١٣٩١/٢/٢٩

روزى مريدى به مرادش گفت مرا درسى ماندگار بدهيد.استاد گفت ظرفى نمك برايم بياور ،چند قاشق نمك را در ليوان آبى حل و آنرا به شاگرد داد تا بخورد سپس از وى پرسيد چگونه بود؟ ...

مشاهیر بیرجندی را بیشتر بشناسیم ١٣٩١/٢/١۵

ابن حسام خوسفى - سيد محمد شهرستاني - محمد حسن شريف - احمد احمدي بيرجندي -  شيخ محمد دياني - محمد حسين ملائي - حكيم سعدالدين محمد نزاري - شيخ مرتضي آيتي - محمد مهدي ناصح - دكتر ...

از كتاب زندگينامه اينشتين وتاريخ سياسي واجنماعي دوران او .نوشته فيليپ فرانك ١٣٩١/٢/٧

جوابهاي اينشتين: وي به سوالات غير عادي كه از او مي شد غالبا صورت مشخص جوابهاي ناگهاني نوابغ را داشت كه تا اندازه اي شباهت با جوابهاي كودكان جسور وباهوش دارد. روزي براي او ...

چند نکته خواندنی برای امروز دوشنبه ۴اردیبهشت۱۳۹۱ ١٣٩١/٢/۴

یک متفکرعرب، رفت تا با یک استاد صوفی ایرانی ملاقات کند. تمام شب کنار هم ماندند و درباره دین صحبت کردند و همین که اولین پرتوهای روز تابید، متفکرعرب گفت: چه شب مبارکی بود ...

مصیبت شهادت حضرت زهرا (ع) ١٣٩١/١/٣٠

هنگامی که حضرت علی(ع) بدن حضرت زهرا(ع) را کفن می‌کرد وقتی که می‌خواست بندهای کفن را ببندند صدا زد: ای ام کلثوم، ای سکینه، ای حسن، ای حسین هلمو تزدوا من امکم ... بیایید و ...

        1    2    3    4    5    6