كتاب زندگي ساز و هدايتگر
كتاب زندگي ساز و هدايتگر

دين مبين اسلام بر پايه يك سلسله قواعد و قوانين اخلاقي و عملي استوار است كه تمامي آنها ريشه در قرآن كريم دارد. قانون نامه اي كه تاكنون و تا پايان دنيا نه كسي همانندش را آورده و نه توان خلقش را دارد؛ كتابي كه به فرموده خداوند هستي هدايت گري تواناست و هر ره گم كرده اي كه به دستورات و فرامينش عمل كند از ظلمت رهايي مي يابد و رستگار مي شود: «ان هذا القرآن يهدي للتي هي اقوم»؛ «همانا اين قرآن، خلق را به استوارترين طريقه هدايت مي كند.» (سوره مباركه اسرا- آيه9)
¤ كتاب انزلنا اليك التخرج من الظلمات الي النور» «قرآن وسيله اي است تا مردم از ظلمت به نور هدايت شوند.» (ابراهيم- آيه1)
خداي رحمان قرآن را براي ترسيم برنامه خير و سعادت و كمال زندگي بشر به سوي بهترين آيين جهان يعني اسلام فرستاد تا به تعبير مولاي متقيان علي(ع) محبت را به انسانها هديه كند: «خداوند آن را براي خود برگزيد و با ديده عنايت پروراند، بهترين آفريدگان خود را مخصوص ابلاغ آن قرار داد، تا اين دين سراسر محبت را براي براي انسانها به ارمغان بياورد.» (نهج البلاغه خطبه 198)
در آغاز رسالت پيامبر اعظم(ص)، كفار قريش سعي مي كردند تا نواي آسماني حضرت محمد(ص) را كسي نشنود و افراد غريبي را كه به مكه وارد مي شدند توصيه مي كردند كه پنبه در گوش كنند تا مبادا صوت قرآن آنها را متحول سازد ولي هربار كه آيه هاي نوراني بر لسان دلرباي پيامبر(ص) جاري مي شد چنان جذبه اي داشت كه اين غريبان، مشتاق به شنيدن آن مي شدند و براي هميشه از بت و بت پرستي روي گردان مي شدند و به شهر و ديار خود مي رفتند و قوم و خويشان را از دين نجات بخش جديد آگاه مي ساختند و آنان نيز به رستگاري رهنمون مي شدند.
مشركين مكه وقتي اين اوضاع را ديدند كه كسي را ياراي ايستادن دربرابر كلام خدا نيست و سخنان محمد(ص) نفوذ خاصي بر روي مردم آشنا و غريبه دارد و يكي پس از ديگري به او مي پيوندند، به ستوه آمدند و به سراغ يكي از بزرگانشان به نام عتبه كه در فصاحت استاد بود رفتند و او را به نزد پيامبر(ص) فرستادند تا راهي براي خاموش كردن و مبارزه با او پيدا كنند. چند نفر خواستند وي را همراهي كنند تا مبادا او نيز تسليم شود ولي عتبه گفت: خودم تنها مي روم تا ببينم چه بايد كرد؟ وقتي خدمت پيامبر(ص) رسيد، گفت: اي محمد(ص) از اين اشعارت برايم بخوان. رسول خدا فرمود: من اهل شعر نيستم. او گفت: سخنت را بخوان. حضرت فرمود: سخن من نيست سخن رب العالمين است. عتبه گفت: بسيار خوب همين را براي من بخوان.
خواننده اي كه پيغمبر(ص) باشد ديگر عاقبت آن معلوم است. عتبه با آن ديدگاه و غلظتش گوش گرفت. پيامبر(ص) هم سوره دخان را برايش خواند تا رسيد به اين آيه: «فان اعرضوا فقل انذرتكم صاعقه مثل صاعقه عاد و ثمود» يعني: «اگر روي گرداندند پس بگو شما را مي ترسانم بصاعقه اي چون صاعقه عاد و ثمود.» عتبه با آن قلدري تكان خورد ديگر نمي توانست تحمل كند دستش را نزديك لبان مبارك پيامبر(ص) آورد و آن بزرگوار را قسم داد كه ادامه ندهد. گيج و منگ به سوي مشركين برگشت. ابوجهل و ديگران به او شماتت كردند و گفتند: «آيا به محمد(ص) گرويدي؟ گفت: نه، ليكن كلامش نه شعر است نه خطابه و اصلا كلام بشر نيست مرا آتش زد!» (قلب قرآن ص38)
حضرت محمد(ص) كه پيام آور صلح و دوستي بود براي تبليغ دين، رنج و مرارت بسيار كشيد، مشركان براي جلوگيري از نفوذ كلام الهي از هيچ آزار و اذيتي به او و يارانش دريغ نكردند، جنگها و فتنه هاي بيشمار به راه انداختند ولي غافل از آن كه فرمان حكمران هستي اين است كه فتنه بايد ريشه كن شود و حق نمايان گردد «جاءالحق و زهق الباطل». قرآن بعد از حيات پربركت رسول ا... هم چنان جاويدان ماند و هميشه در طول تاريخ راه رسيدن به كمال را به پناهندگانش نمايان كرده است. هماره اين كتاب سد محكمي بوده در برابر هجوم انديشه هاي كفر و الحاد و سردمداران ظلم و جور هيچ وقت نتوانسته اند با بودن كلام الهي درميان مردمانش آسوده حكومت كنند و چه نيرنگ ها كردند تا جلوي نفوذ دلنشين آيات نوراني را بگيرند اما تيرشان به سنگ خورده و عاقبت سرنگون شدند.
بزرگترين دليل پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي و استواري تداوم اين نظام الهي به زعامت امام راحل، سرلوحه قراردادن قرآن در راس تمامي امور است و تا كتاب خدا بر كشور ما حكومت نمايد هيچ تهديدي نمي تواند به مملكت عزيزمان آسيبي برساند.
كتاب هدايت و ديدگاه ها
حفظ و تلاوت، نگاه كردن و گوش دادن به آيات نوراني خداوند نه تنها اجر و ثواب عظيم دارد كه موجب سكينت و آرامش دل مي شود و آدمي را از هرگونه اضطراب و شك و دودلي و افسوس به دور نگه مي دارد. پيامبر اعظم در اين باره مي فرمايد: «قلبي كه در آن قرآن است گرفتار عذاب الهي نمي شود.» (كنزالعمال- 2400)
«هر كه به يك آيه از كتاب خدا گوش دهد برايش ثوابي دوچندان نوشته شود و هر كه يك آيه از كتاب خدا را تلاوت كند در روز قيامت آن آيه نوري براي او باشد» (همان- 2316). «نظر كردن در كتاب خدا عبادت است» (وسائل الشيعه ج 4 ص 854) تنها تلاوت ظاهري قرآن مورد توجه و عنايت ذات احديت و رسول مكرمش نيست و به مسلمان وغيرمسلمان سفارش شده است كه در آيات آن تدبر كنند و راه رستگاري را برگزينند «ليد برواآياته». رسول خدا(ص) مي فرمايد «قرآن ظاهرش زيبا و باطنش ژرفاست.» آن بزرگوار خير و سعادت بشريت را در سايه تمسك به قرآن مي داند و مي فرمايد: «اي مردم در دنيايي به سر مي بريد كه زمان به سرعت برق مي گذرد و شب و روز هر تازه اي را كهنه و هر دوري را نزديك مي كند و شما را به وعده گاهتان مي برد، پس هرگاه فتنه ها چونان شب تار شما را فراگرفت، به قرآن تمسك جوييد، چه قرآن شفاعت كننده اي مقبول است و شاهدي راستين، هر كس آن را پيشواي خويش گيرد، به فردوس برين هدايت شود، و هر كس آن را رها سازد، به آتش دوزخ فرو افتد. قرآن راهنمايي است كه انسان را به بهترين راه دلالت مي كند. ظاهرش حكم پندآميز است و باطنش علم شگفت انگيز، عجايب احكامش با گذشت زمان پايان نيابد؛ و غرايب اسرارش در اثر كثرت تلاوت كهنگي نپذيرد. قرآن ريسمان استوار خدا و راه راست اوست. هر كس طبق فرامين آن لب به سخن گشايد، راستگو بود؛ هر كس بنابر احكام آن حكم كند، دادگستر باشد؛ و هر كس دستورات آن رابه كار بندد رستگاري يابد.» (ارشاد القلوب ديلمي ج 1 ص 79)
صديقه كبري حضرت زهرا(س) كه خود هميشه شاهد نزول قرآن بوده و پرورش يافته در خانه وحي و نبوت است و خداوند او را كوثر ناميده است؛ بزرگترين مرجع و راهنماي مسلمانان را كتاب خدا مي داند: «كفيل سعادت و زعيم شما قرآن است. شما رابه رضوان و به نجات مي رساند... شئون ديني و اصول و فروع احكام تمام در اين قرآن مجيد است.» (بندگي راز آفرينش ص 314)
مولي الموحدين علي(ع) كه به حق ناطق قرآن نام گرفته است، بهترين پيوند انساني با معبود را عمل كردن به قرآن معرفي مي فرمايند: «بر شما باد عمل كردن به قرآن كه ريسمان محكم الهي و نور آشكار و درماني سودمند است كه تشنگي را فرونشاند، نگه دارنده كسي است كه به آن تمسك جويد و نجات دهنده كسي است كه به آن چنگ آويزد، كجي ندارد تا راست شود و گرايش به باطل ندارد تا از آن بازگرداننده شود، و تكرار و شنيدن پياپي آيات، كهنه اش نمي سازد و گوش از شنيدن آن خسته نشود. كسي كه با قرآن سخن بگويد راست گفته و هر كس كه به آن عمل كند پيشتاز است.» (نهج البلاغه خطبه 156). مانوس بودن با كتاب بي نقص الهي نه تنها در كلام گهربار معصومين بسيار سفارش شده بلكه دانشمندان، فقيهان اسلامي و بسياري از متفكرين غيرمسلمان نيز تنها راه برون رفت از بدبختي و گرفتاري هاي بشريت را پيوند با قرآن مي دانند. كه در اين جابه سخن دو تن از اين انديشمندان اشاره مي شود.
علامه محمدحسين طباطبايي(ره) كه تفسير الميزان او سالهاست بر تارك زرين جهان اسلام مي درخشد، تعليم و تربيت در پناه قرآن را لطف و عنايت پروردگار دانسته كه موجب نيك بختي در جهان مي شود: «هر كس به تعليم و تربيت قرآني خو پذيرد و بدان حبل متين الهي چنگ ارادت درزند، حق از باطل، رشد از غي، نور از ظلمت، ايمان از كفر، خير از شر، عدل از ظلم، هدايت از ضلالت و عزت از ذلت نيك باز شناسد؛ آنگاه از لطف و عنايت پروردگاري بهره ور گشته به نيك بختي دو جهاني نائل آيد.» (اعجاز قرآن ص 6)
دكتر «گوستاو لوبون» مستشرق فرانسوي در كتاب «جهان تمدن اسلام و عرب» پايان تمامي جنگ ها و نزاعهاي بين ملتها و عاري شدن جهان از بمبهاي هسته اي را در پناه بردن به قرآن مي داند: «قرآن يك قانون ديني و سياسي و اجتماعي است، و احكام آن از قرنها پيش نافذ بوده و مسلمانان هم هميشه برادر يكديگر بوده اند زيرا همه آنان يك خدا را عبادت مي كنند، و همه بر يك شريعت مي باشند. اگر به بشريت فرصت دهند كه قرآن را از پايگاه اصليش كه در راهنمايي اجتماعات دارد دور نسازد ما انسانها ديگر بوي باروت را كه امروز از همه نقاط عالم برمي خيزد و غبار آزمايش هاي اتمي كه فضاي شهرها و بيابانهاي ما راپركرده است و به هلاكت و نابودي تهديد مي نمايد استشمام نخواهيم كرد و كشمكشهاي ملل را در هر گوشه و كنار جهان نخواهيم ديد و صداي رعب آور موشكهايي را كه گوش جهانيان را مي خراشد و نيستي اقويا و ضعفا را يكسان اعلام مي كند، نخواهيم شنيد.
اين دانشمند فرانسوي، تحقق تمامي آرزوهاي ملل جهان علي الخصوص انقلابيون و آزاديخواهان را در زيرسايه قرآن مي بيند كه قوانين و احكامش با آرامش در زندگي انسان هماهنگ است: «اگر به بشريت فرصت داده شود كه به قرآن راه پيدا كند و خود را به رشته محكم آن پيوند دهد و راه و رسم جاهليت را كنار بگذارد خواهيم ديد كه آرزوهاي ملل جهان و هدفهاي انقلابيون امت هاي روي زمين و خواستهاي تشكيلات و مؤسسات حكومتي تماماً همان است كه قرآن به آنها واقعيت مي دهد، در هر زمينه اي از زمينه هاي زندگي باشد چه فردي و چه اجتماعي، زيرا اين قرآن است كه سايه خود را بر همه مردم مي افكند و همه را به هدايت عالي خود جذب مي كند و راه و روش آن قابل پيروي است و قوانين و احكامش با زندگي هماهنگ است.» (آشنايي با علوم قرآني ص 77)
رهبر معظم انقلاب اسلامي نيز در اين باره در ديدار با قاريان فرمودند: «حقيقت اين است كه ما هنوز از قرآن خيلي دوريم و خيلي فاصله داريم. دلهاي ما بايد قرآني بشود. جان ما بايد با قرآن انس بگيرد. اگر بتوانيم با قرآن انس بگيريم، معارف قرآن در دل و جان خودمان نفوذ بدهيم، زندگي ما و جامعه ما قرآني خواهد شد؛ احتياج به فعاليت و فشار و سياست گذاري ندارد. ا صل اين است كه دلمان، جانمان و معرفتمان حقيقتا قرآني باشد... هر باري كه شما با قرآن نشست و برخاست كنيد، يك پرده از پرده هاي جهالت شما برداشته مي شود؛ يك چشمه از چشمه هاي نورانيت در دل شما گشايش پيدا مي كند و جاري مي شود. انس با قرآن، مجالست با قرآن، فهم قرآن، تدبر در قرآن، اينها لازم است...

 برگرفته از جستجو گر فارسی هوشمند ۲۱اسفند ۹۰